العلامة المجلسي

183

حياة القلوب ( فارسي )

بهم رسانيد وبسوى خدا شكايت كرد ورخصت طلبيد كه به زمين آيد وآن حضرت را ملاقاة نمايد ؛ چون به زمين آمد ديد كه در بيابانى نشسته است ، چون آدم نظرش بر أو افتاد دست بر سر گذاشت نعره‌اى زد كه مىگويند كه همهء خلق شنيدند ، پس آن ملك گفت : اى آدم ! معصيت پروردگار خود كردى وبر خود بار كردى آنچه طاقت آن ندارى ، آيا مىدانى كه خدا به ما چه گفت در حقّ تو وما رد كرديم بر أو ؟ گفت : نه . ملك گفت : خدا به ما فرمود كه : « من خليفه در زمين قرار مىدهم » ، ما گفتيم : « آيا قرار مىدهى در زمين كسى را كه افساد كند وخونها بريزد ؟ » پس خدا تو را خلق كرده بود كه در زمين باشى ، مىتوانست بود كه در آسمان باشى . پس حضرت صادق عليه السّلام سه مرتبه فرمود : واللّه تسلّى نمود به اين سخن آدم را « 1 » . واز حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلم منقول است كه : شيطان أول كسى بود كه سرود خواند ، وأول كسى بود كه « حدي » « 2 » خواند ، وأول كسى بود كه نوحه كرد ؛ چون آدم از آن درخت خورد ، سرود وغنا خواند ، وچون أو را به زمين فرستادند حدي خواند ، وچون بر زمين قرار گرفت نوحه كرد كه نعمتهاى بهشت را به ياد أو آورد « 3 » . ودر حديث معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : احدى گريه نكرد مانند گريستن سه كس : آدم ويوسف وداود . پرسيدند كه : گريهء ايشان به چه حد رسيد ؟ فرمود : امّا آدم ؛ پس گريست در وقتي كه أو را از بهشت بيرون كردند وسرش در درى از درهاى آسمان بود از بسيارى بلندى قامتش ، پس آن قدر گريست كه أهل آسمان متأذّى شدند از صداى گريهء أو وشكايت كردند بسوى خدا ، پس خدا قامت أو را كوتاه كرد . وامّا داود ؛ پس آن قدر گريست كه گياه از آب ديده‌اش روئيد وآهى چند مىكشيد كه آن گياهها را كه از آب ديده‌اش روئيده بود مىسوخت . وامّا يوسف ؛ پس بر پدرش يعقوب در زندان آن قدر گريست كه أهل زندان از أو متأذّى شدند ، پس با ايشان صلح كرد كه يك روز گريه كند و

--> ( 1 ) . تفسير عياشى 1 / 32 . ( 2 ) . حدي : سرود وآواز ساربانان هنگام راندن شتران . ( فرهنگ عميد 2 / 932 ) . ( 3 ) . تفسير عياشى 1 / 40 .